چاشنی بد طعم همه ی سریال های ایرانی
سریال ترانه ی مادری که هر شب از شبکه ی سوم سیما روی انتن بود ، به پایان رسید . ترانه ی مادری داستانی شبه بالیودی، که به قصه ی دو برادر که نزد دایی و خاله ی خود پرورش یافته ، و از هویت اصلی خود اطلاعی ندارند ، پرداخته است . هر چند موضوع داستان مسئله ای است که بارها به رشته ی تحریر در امده و در بین علاقمندان حرفه ای سینما و تلوزیون جذابیتی ندارد ، اما شخصیت پردازی اندکی متفاوت فیلم نامه در خلق شخصیت های باور پذیر و موجود در اجتماع ، حساب این اثر را اندکی از سایر مدلهای رایج هم شکل خود جدا کرده است . هر چند کارگردان گاه گاهی دستخوش رعایت خط قرمزهای معمول شده و تناقض هایی را به وجود اورده است. مثلا در شخصیت پردازی سمیرا که زنی است چادری و برخلاف طرز پوشش که در جامعه ی ما یاد اور قشر متعصب ، بسته و مذهب گرا است ، نقش حامی پویا در برقراری ارتباط با دختری از هم کلاسی های خود که باز هم در جامعه ی ما ضد ارزش نه، که جرم محسوب وی شود را دارد و این تناقض ، جز با در نظر گرفتن سیاست های حاکم بر سینما و تلوزیون در جهت احیای محبوبیت نداشته ی این قشر به شکل دیگری قابل توجیه نیست .
صر ف نظر از این گونه جهت گیری ها ، روند داستان روند قابل تاثیری است و در پروسه ی اتفاقات اصلی ، مسائل ضمنی قابل تو جهی را در بر دارد . از جمله اشاره به سو استفاده های اقتصادی سر مایه داران به علت ضعف سیستم نظارت بر مالیات ، گرایش به مهاجرت، نداشتن امنیت شغلی، گرایش به انبوه سازی و از بین رفتن معماری قدیمی ، ورشکست شدن تعدادی از تولید کنندگان قشر متوسط جامعه در پی سیاست های نادرست واردات ، مسائل جوانان و افزایش میل به فرار از محیط خانواده در بین انها که پر رنگ ترین مسئله ای است که باپرداختن به زندگی دو جوان با خصوصیات منحصر به فرد نسل خود ، در سریال عنوان شده .
هر چند بر طبق مدل معمول فیلم سازی جوانی که با تیپ پیراهن روی شلوار و ته ریشی بر صورت ظاهر شده بود ، از تمام مولفه های تائید اخلاقی و عملی به عنوان دوستی خوب برخوردار بود و از شخصیت های اصلی نقش گزینشی پررنگتری داشت ، اما در کنار ان بهرام در فیلم نامه جذابیت های خاص خود را حفظ کرده بودو روند تزریق وجه ی منفی در شخصیت پردازی جوانان به روز در مورد او اعمال نشده بود .و گاه از پویا_پسری که در جامعه ای بسته ، از اغوش مادر به به جامعه ی بزرگتر دانشگاه ،پرتاب شده و به تبع خامی و بی تجربگیش به اولین دختر ی که در این مسیر برخورد کرده بود دل بسته بود _ موفق تر می نمود . هر دو در شرایط یکسانی قرار گر فتند ، دانشگاه ، محیط دوستان ، برخورد با جنس مخالف، مشکلات خانوادگی ، پارتی مصرف قرص ..و در تمام موارد پویا اسیب پذیر تر و در هر یک از این مقاطع با کوهی از مشکلات مواجه شده و علی رغم تمام موفقیت های علمی ، در برخوردهای اجتماعی ناتوان عمل کرد.
در پایان علی رغم وجود مسائل قابل توجهی که در داستان گنجانده شده و هر کدام در خور پرداخت بیشترو دقیق تر بود ، متاسفانه فیلم نامه نویس به تبعیت از روال موجود در سینمای ایران ، مسئله ی جنگ و خرمشهر را سر لوحه ی تمام مسائل قرار داد و به طور پررنگ و توی ذوق زننده ای تمام مسائل را با خرمشهر و جنگ ارتباط داده و تبشه بر ریشه ی رقص قلم خود زد و فیلم نامه ی شبه بالیودی خود را ، که به سبب شیو ه ی متفاوت نگارش جذابیتی دیگر گونه یافته بود ، به کلیشه های تلوزیون پیوست .
از طرفی با وجود اشاره به تمام مشکلات نه تنها راه حلی منطقی برای هیچکدام ارائه نشد ( به جز اشاره به بازسازی خرمشهر که اصلا در لیست مذکور نبود!) حتی نویسنده اجازه ی تفکر در این باره را به مخاطب نداد و تمام مشکلات به طرز معجزه اسایی از میان برداشته شد بی انکه ذهن مخاطب را لختی درگیر خود کند.