دبیرستان پسرانه ی فارابی در ابتدای سال جدید تحصیلی در یک اقدام ابتکاری با ترکیب مکتب خانه ی قرن سیزده و مدرسه ی قرن بیستم در یک مکان گل دیگری به گوشه ی جمال مدیران زد! اما با کمال تاسف اعلام می کنم که این نواوری و شکوفایی ذکر شده ، نه از روی خلاقیت که از سر ناچاری صورت گرفته است .
23 نفراز دانش اموزان سال سوم دبیرستان پسرانه ی فارابی سال تحصیلی خود را در یک کلاس بدون نیمکت و صندلی و 33 نفر دیگر در نمازخانه و بدون تخته سیاه و بروی زمین اغاز کردند و علی رغم گذشتن چند روز از بازگشایی مدارس و حساس بودن مقطع تحصیلی انها دبیران این کلاس ها تا کنون موفق به شروع برنامه ی درسی خود نشده و در بلا تکلیفی بسر می برند! ( دل و دماغ پرداختن به تفاوت های این شروع میمون با شروع اغاز سال تحصیلی در کشور های دیگر را ندارم)
این در حالیست که به منظور صرفه جویی در هزینه ی کادر اموزشی مدرسه ایی چون ابتدایی سمیه که در ظرفیت دو شیفت صبح و بعد از ظهر دانش اموز می پذیرد اکنون با امار ثبت نام شده ی سابق و علی رغم خالی ماندن مکان در شیفت مخالف، به یک شیفت تقلیل یافته است و معلمی که از حقوق و مزایای کافی برای یک کارمند برخوردار نیست در این شرایط باید به اندازه ی دو معلم بازده کاری داشته باشد که غیر ممکن بودن این امر کاملا بدیهی ست.( دل و دماغ ذکر امار طولانی بیکاری قشر تحصیل کرده و سرشار از انرژی اما ناامید از استخدام! یا پرداختن به پیامد ها و افت تحصیلی حاصل از این مسئله را نیز ندارم و حتی دلم نمی خواهد بگویم امسال قرار است طرح ارزشیابی توصیفی که در کشورهایی با امکانات ژاپن اجرا شده در این شرایط به بوته ی ازمون گذاشته شود! نمی خواهم بگویم چرا که می دانم ناموفق بودن این طرح هم ککی از کسی نمی گزد ومی دانم بستر چیزی را فراهم کردن اینجا مد نیست اینجا برای کسی عجیب نیست که طرحی نصف و نیمه اجرا شود و بعد عوض شود و بعد پیامد های این شکست راحت نادیده گرفته شود! اینجا ناکارامدی کسی را مجبور به استعفا نمی کند . اینجا حتی کسی از خود نمی پرسد این از دهن زدن و در خورجین انباشتن ها کجا را اباد می کند که ما هر روز ویران تر می شویم )
امروز دانش اموزان همین مدرسه ها داد حمایت از کودکان فلسطینی را سر دادند و من دلم به حال کودکان فلسطینی سوخت چرا که حکابت این حمایت مثل " کوری ببین عصا کش کور دگر..." را ماند!